خانه / یادداشت / میراث فرهنگی یک ملت ، تبلور آرمان های ملی آن ملت است

میراث فرهنگی یک ملت ، تبلور آرمان های ملی آن ملت است

مجتبی محمدی ؛ کارشناس میراث فرهنگی استان بوشهر

به مناسبت هفته میراث فرهنگی برآن شدم تا به منظور گرامی داشت میراث فرهنگی کشورمان ایران و برای ادای دینی هرچند مختصر و ناچیز اندکی از هزاران را ولو با دانش اندکم بر زبان آورم . شایان ذکر است که میراث فرهنگی  هر سرزمینی بنا بر میزان اثرپذیری و یا اثرگذاری آن سرزمین در تاریخ بشریت حائز اهمیت فراوان است . این میراث هم دربردارنده میزان و سهم یک سرزمین در چرخه تمدن بشری اعم از عرضه و تولید فکر و اندیشه است و هم در دریافت ، جذب و هضم دستاوردهای معنوی سایرملل در میراث تمدنی خویش با گفتمانی نوین است . از این روست که پاسداشت میراث فرهنگی به مثابه ارج گذاشتن به هویت ملی ، قومی و مذهبی سرزمینی چون ایران است که تار و پود آن با تاریخ پرفراز و نشیبش گره خورده است . عقبه تاریخی ، فرهنگی ، مدنی و معنوی ایران ، عقبه عظیمی است که در طول تاریخ خود همواره هم زنده بوده و هم زاینده . زنده از آن جهت که در برخورد با فرهنگ ها و آداب و رسوم های گوناگون اگرچنانچه در طرف مغلوب هم قرار می گرفته ؛ اما باز هم به دلیل غنای تاریخی و فرهنگی خویش و با هضم فرهنگ اقوام غالب در ظرف میراث فرهنگی و معنوی خود همواره قوم غالب را مغلوب اندیشه و غنای فرهنگی ایران نمود . و زاینده از آن روی که با هر شکست خوردنی به مانند قُقنس اسطوره ای سر از خاکستر جوشان ایران برمی آورد و زندگی و زایندگی را از سر می گیرد . بین افسانه قُقنس و سرگذشت ایران تشابهی می توان دید . ایران نیز چون آن مرغ شگفت بی همتا بارها در آتش خود سوخته است و باز از خاکستر خویش زائیده شده ؛ ایران و میراث فرهنگی اش بارهای بار این زائیدگی در مرگ را گذرانده است و در میان درد شکفته است .آری به راستی که میراث فرهنگی ایران میراثی است جاودان ، میراثی که به تعبیر سید جواد طباطبایی اندیشمند سیاسی ایران سنگ خارای زمانه است . در پیچ و خم های تاریخی تا مرز نیستی رفته است و از هست ساقط شده است و اما باز هم در بزنگاههای حساس تاریخ خود را یافته است . کشور کهنسالی چون ایران که چند هزارسال بر سر یکی از حساس ترین نقطه های جهان زندگی کرده و محل تلاقی و برخوردگاه شرق و غرب و شمال و جنوب بوده و در مرکز تلاقی تمدن ها و یورش ها و کشمکش ها قرار داشته ، بدیهی است که کوله بار سنگینی از میراث فرهنگی و معتقدات می اندوزد و شیوه تفکر و شیوه خاص بودن خود را بنیان می نهد که دست کم گرفتن این میراث فرهنگی و معنوی و یا معرضه با آن نافرجامی شومی با خود به همراه خواهد داشت . بنا بر قول اندیشمند معاصر محمدعلی فروغی “اگر ما دعوی سربلندی داریم می بایست به لوازم آن عمل کنیم و یکی از لوازم آن احترام به آثار گذشتگان است ، حفظ این آثار تنها و تنها محض تفنن و تفرح نیست بلکه اسباب آبروی ماست . معرف عظمت و لیاقت یک ملت است” . ارزش میراث فرهنگی و معنوی ایران تا بدانجاست که اکثر سفرنامه نویسان نیز بدان اذعان داشته .ادوارد براون یکی از این شخصیت های فرهنگی است که در سفرنامه خود از قدرت جذب و جاذبه فرهنگی میراث تاریخی ایران سخن به میان می آورد و غنای میراثی ایران را در نوع خود بی همتا می داند.توصیفی که براوان از آثار تاریخی بین راه اصفهان تا شیراز و حتی آثار باقی مانده سرزمین پارس به میان می آورد بسیار جاندار و دلکش است که از زبان یک فرنگی ایران دوست به نگارش درآمده است . بیشترین تأکید ادوارد براون بر لزوم حفظ مواریث فرهنگی گذشتگان این سرزمین و ثبت و انتقال ان به نسل های آینده بوده است . همه این ظرفیت ها و جوش و خروش فرهنگی و معنوی در روح و کالبد سرزمینی به نام ایران معنا یافته است . به درستی و با اتکای بر داشته های فرهنگی مان می توان از عمق وجودمان فریاد برآوریم که میراث فرهنگی مان ، تبلور آرمان ملی هر ایرانی است . دکتر محمد علی اسلامید ندوشن بر این باور است که :” ایران سرزمین شگفت آوری است ، تاریخ ایران از نظر رنگارنگی و گوناگونی کم نظیر است . بزرگترین مردان و پست ترین مردان در این آب و خاک پرورده شده اند . حوادثی که بر سر او آمده بدان گونه است که در خور کشور برگزیده و بزرگی است فتح های درخشان داشته است و شکست های شرم آور ، مصیبت های بسیار و کامروائی های بسیار . گوئی روزگار همه بلاها و بازی های خود را بر ایران آزموده است . او را بارها بر لب پرتگاه برده و باز از افتادن بازش داشته . ایران شاید سخت جان ترین کشورهای دنیاست . دوره هائی بوده است که با نیمه جانی زندگی کرده اما از نفس نیفتاده و چون بیمارانی که می خواهند نزدیکان خود را بیازمایند درست در همان لحظه که همه از او امید برگرفته بودند چشم گشوده است و زندگی را از سر گرفته . ”

موزه ها و  تقویت خود آگاهی ملی

موزه ها نقش مهمی را در تبیین ، تفسیر ، انتقال و معرفی تاریخ و گذشته پر فراز و نشیب ایران به نسل کنونی دارند .فلسفه ماهوی میراث فرهنگی و فلسفه روایتگرانه موزه ها تا حدود زیادی به هم گره خورده اند . موزه ها گذشته های دوری را برای مخاطبان امروزی ترسیم و تجسم می کنند که امروزه فقط در تواریخ و منابع مکتوب تاریخی می توان خبری از آن مقطع زمانی که افراد و مردمانشان در ظرف زمانی خاص و مخصوص به خودشان دنیای آن روز را لمس می کردند و به همان اندازه نیز آمال و آرزوهایشان را با آن ایام و آن روزها گره زده بودند یافت . اشیاء و ابزارالات موجود در موزه علاوه بر اینکه راوی نوع ، نحوه و سبک زندگی و دستاوردهای مردمان یک نسل اند نوعی ویترین زمانه هستند که از دالان تاریخ ارتباطی میان انسان های چندین دوره مختلف تاریخی برقرار می کنند که وجه مشترک آنان زیستن و هویت یافتن و متعاقب آن هویت بخشیدن در چارچوب واحدی به نام سرزمین ایران بوده است . سرزمینی که جای جای آن از هیرمند گرفته تا کارون و از خلیج فارس تا به خزر همه و همه خود موزه ای است از نوع انسان ایرانی با تمامی آرمان ها و ایدئولوژی هایش در طول زمان . امروزه نقشی که موزه ها بعنوان تقویت کننده هویت ملی و خودآگاهی ملی ایفا می کند بسیار بسیار در خور و حائز اهمیت است و اگر این رسالت به سرانجام رسد به عاملی بس مهم در قوام و دوام قومیت های گوناگون تبدیل می گردد و برهمبستگی و اتحاد ملی ایرانیان خواهد افزود . حکمت آموزی و خردورزی از مهمترین پیام های آموختن تاریخ است و موزه ها خود می توانند به یکی از مهمترین ارکان انتقال این عبرت آموزی از گذشته و انتقال آن به آیندگان باشند .

Share in whatsapp «به اشتراک گذاری در واتس آپ»

همچنین ببینید

یادداشتی بر گردشگری دریایی

یادداشتی بر گردشگری دریایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *