خانه / یادداشت / نگاهی به گلیم بوشهر

نگاهی به گلیم بوشهر

لیلا رحیمی

تاریخچه

استان بوشهر به لحاظ موقعیت جغرافیایی و آب و هوایی همچنین عملکرد اقتصادی[۱] ، سیاسی[۲] و اجتماعی[۳] کمتر به عنوان جغرافیای بافت فرش و گلیم مطرح بوده  است در منابع کهن و مکتوبات تاریخی از هیچ زیر اندازی به عنوان فرش و گلیم بوشهر یاد نشده است .

آنچه مسلم است سبقه فرش و گلیم بافی  استان باز میگردد به  رشد تجارت فرش های عشایری در اواخر دوره پهلوی  که با وجود قشلاق[۴] گاه های عشایری ایل  قشقایی در استان بوشهر  ، و همچنین  مهاجرت اقوام ” لر , عرب ” از استانهای همجوار که در بخشهایی از استان مسکنت یافتند. گلیم و فرش بافی بوسیله این اقوام و تحت عنوان قالیهای ترکی و عربی در بازار بوشهر عرضه می شده  است و باید گفت که گلیم در آن دوره  میان ساکنین بوشهر  مقبولیت نداشته است . صفی نژاد مینویسد  قشقایی ها ، یکی از بزرگترین ایلات ایران   در سواحل جنوبی استان (بوشهر) به شکل حاشیه ای به طول حدود ۲۵۰ کیلومتر و عرض ۳۰ تا بیش از ۵۰ کیلومتر قلمرو گرمسیری ( قشلاق  ) آنهاست قلمرو سردسیری ( ییلاق  ) بیشتر در شمال استان فارس و از نظر وسعت به مراتب کوچکتر از قلمرو گرمسیری و در حدود نصف آن است مناطق سردسیری بر خلاف قلمرو گرمسیری که همه یکپارچه و به هم متصل میباشند بیشتر پراکنده اند. در محدوده فوق قشقایی ها و سکنه ایلات خمسه سکونت دارند .

دوره فرشبافی جدید که به گونه ای اوج این صنعت در استان نیز میباشد به دهه ۶۰ خورشیدی  باز میگردد . در این دوره بافندگان زیادی  در استان توسط نهادهای دولتی ، یا خصوصی و یا بصورت خود جوش در  خانواده آموزش دیدند . این زمان که مصادف است با جنگ تحمیلی و تحریم فراورده های نفتی  بخش خصوصی و دولتی در کنار یکدیگر و گاه به صورت رقیبانی بی رحم به توسعه حرفه خود بدون استراتژی بلند مدت پایدار مشغول بودند . قشقایی ها در این دوره نقش بسیار مهمی در توسعه قالی بافی و گلیم بافی استان داشتند و عمدتا نقشمایه ها ی گلیم بوشهر وام گرفته از این اقوام است . با توجه به  ارز آوری فرش وگبه و سود گاه تا ۵۰۰ درصدی این محصول در آن سالها نهادهای دولتی و خصوصی فراوانی رابه تولید راغب ساخت و تولیدات گاه چنان بی رویه و بدون هدف بود که بازار های داخلی و خارجی را   مملو از تولیدات بدون مشتری نمود  ولی اشتغال زایی و ارز آوری این محصول را ، در این دوره  نمیتوان نادیده گرفت .

در سالهای بعد از جنگ قوانین ناپایدار واردات و صادرات قیمت فرش و گلیم  را با افت و خیزهایی مواجه نمود و تثبیت نرخ ارز فرش کشور و به طبع آن استان را با افزایش قیمت مواجه ساخت . در سالهای اخیر نیز تورم داخلی و رکود جهانی همچنین تنشهای سیاسی و منطقه ای اقتصاد کشور را بیش از هر زمانی تهدید نمود و صنایع دستی از جمله گلیم و فرش را نیز تحت تاثیر قرار داد .

با ذکر این مطالب باید گفت که گلیم بوشهر را نمیتوان از گلیم قشقایی جدا دانست چرا که آموزه ها و اسلوب گلیم بافی را این ایل بزرگ طی سالیان سال  به استان بوشهر آورده اند  و در مناطقی از دشتستان ، دشتی ، تنگستان و کنگان و جم و ریز گناوه و دیلم  گسترش داده اند. بافندگان گلیم در استان بوشهر یا خود قشقایی هستند و یا از قشقایی ها اسلوب بافت را آموخته اند .

گلیم بعد از گبه شاخصترین صنعت دستی و خانگی استان بوشهر است که توسط زنان و دختران خانه دار در مناطق روستائی بیشتر در اوقات فراغت از کارهای کشاورزی و خانگی بافته شده گلیم بوشهر با نقوش متنوع و هندسی دارای رنگهای بسیار زیبا و شاد است و از نظر اصالت  هنری قابل تامل می باشد.

گلیم بافان هم برای بافت از دارهای افقی استفاده می کنند و برای ایجاد نقوش بر روی فرآورده های تولیدی خود در حین بافت از نقشه استفاده نمی کنند و تماماً بطور ذهنی به این کار می پردازند و تمامی بافندگان یک یا چند طرح خاص را در ذهن داشته و در بافت آن دارای مهارت هستند.

مواد اولیه بافت گلیم هم توسط تجار و پیله وران تهیه میگردد که نوع رنگرزی آن به شیوه سنتی و یا گیاهی بوده در بافت مورد استفاده قرار می گیرد.

نام نقشه های بافته شده بر روی گلیم شامل :

(حوض، دانه بیگی، آئینه گل، ‌خراسانی، آقاجاری، تهرانی و چنگ) می باشد.

مراکز مهم تولید گلیم در استان بوشهر پیشتر عبارتند بودند از:

روستاهای طسوج،  سرمک،  حناشور، اژدرخواب، ممریز، سنا، درویشی، شنبه، چاهگاه ، تشان، دره بان، اسلام آباد، ریز، قلعه باغ ،تلخ آباد، آبگرم، خیرک و شکرک و…

اما امروزه جغرافیای بافت گلیم بافی استان بوشهر قدری تغییر کرده است .

مصالح :

عمده مصالح گلیم پشم دستریس و پشم مرینوس بوده است که امروزه کاموا های بافتنی هم به آنها افزوده شده   برای تارها از پنبه و یا پشم استفاده میشود .

 

 

 طراحی و نقش پردازی در گلیم استان بوشهر

شیوه طراحی و نقشپردازی گلیم های بوشهر که پیشتر گفتیم عمدتا قشقایی هستند  بر خلاف کردستان،مبتنی بر طراحی هندسی و نقشمایه های هندسی است. به همین سبب است که، در گلیم قشقایی اثری از نگاره ها و طرح های گیاهی یا افشان و بته ای نمی یابیم و کاربرد نگاره های هندسی و اشکالی هم نه به آن صورت و شیوه آرایش است که در قالی قشقایی اصولا پراکنده بافی و در هم ریختن نقشمایه ها و آرایش نامتقارن در گلیم بافی قشقایی رسم نیست و طراحی گلیم قشقایی (ونیز لری) نظم و قاعده ای سوای نظم و قاعده قالی بافی اشکالی دارد. طراحی حاشیه و لچک و ترنج صرفنظر از سبک و ماهیت نگاره های مورد کاربرد کم و بیش مشابه طراحی قالی است.

در گلیم قشقایی مفهوم تقارن[۵] بخوبی مشهود است آنچه که در نقش پردازی و اسلوب معماری سنتی ایران نیز نمایان است در گلیم قشقایی میتوان دو نمونه تقارن را دید .

  • تقارن انعکاسی[۶]
  • تقارن انتقالی[۷]

گلیم قشقایی بگونه ای متمایز از سایر سبکهای گلیم بافی است در سنت گلیم بافی کردستان در همان حال که گلیم کردی نقش های خاص دارد و در قالی و قالیچه کردی نقش های خاص اندک نیست اما در مواردی بافنده کرد طرح و نقش های ویژه قالی بافی مانند نقش بته ای و ماهی درهم را در بافت گلیم اختیار میکند. این امر برخاسته از همین نزدیکی و امتزاج شیوه نقشپردازی گلیم و قالی کردی و دوری و افتراق سبک طراحی گلیم و قالی قشقایی سنت عدم کاربرد نقش و نگار های چند لایه و تو در تو و فقدان ((ریز نقشی)) در گلیم قشقایی است و فراوانی و رواج آن در گلیم کردی. مقایسه سبک کاربرد نقشمایه های یکسان در گلیم های کردی و قشقایی این نکته را آشکار میکند. گلیم باف کُرد نقش محرمات باریک را درست به همان شیوه و با همان ریزه کاری ها بکار می گیرد که قالیباف کُرد. حال آنکه گلیم باف قشقایی حتی در ظریف ترین و ریز بافترین دستبافت گلیمی خود چنین نمی کند و راه راه های محرمات را بصورت خط های ساده رنگین و خالص بی هیچگونه پیرایه ای در کنار هم می گذارد .به همین سبب است که بسیاری از نقش های گلیمی قشقایی چیزی جز رنگ مجرد یکپارچه نیست و دشوار می توان یافت گلیمی را که نگاره هایش به شیوه قالی گره بافته ((دوره گیری )) شده باشد. (پرهام ، ۱۳۷۱ : ۴۳)

سادگی و خطوط راست گوشه گلیم قشقایی قیاس آنرا با تزیینات معماری برای ما ساده تر میکند گاه این نقوش چنان با نقوش معماری همانند و همسان شده است که تقدم و تاخر کاربرد آنها در هر کدام بسیار سخت میشود .

تهی بودن طرح و نقش گلیم قشقایی،از نقش و نگارهای بغرنج و پیچیده و ریزه کاریها رسامی و رنگرزی گلیم این سامان را سادگی و فروتنی و خاکساری و (( بی ادعایی)) خاصی بخشیده است که سالیان دراز آن را یاری ایستادگی در برابر جلوه و جلال و ((فخر فروشی)) قالی و قالیچه نبوده است. گلیم قشقایی که تا آغاز دهه گذشته (حدود سال ۱۳۵۰)  در ایران بسیار کم بها بود و بی مقدار هنر و صناعتی بظاهر خشن و بی بضاعت پنداشته میشد که نه همان ارزش هنری که فایده مصرفی چندانی نیز ندارد.

باعث تاسف است که امروزه نیز گلیم قشقایی استان بوشهر برای بازارهای جهانی شناخته شده نیست و بافته های این سامان را به نام فارس می شناسند

باز هم به دلیل همین خاکساری و افتادگی گلیم است که پژوهش درباره گلیم بافی تازه آغاز شده و در مقایسه با پژوهش هایی که در زمینه هنر و صنعت قالیبافی به انجام رسیده نو رسیده و کم مایه است.

در آفرینش این گونه دستبافتها ، ذهنی بافی و خیال پردازی در بی قیدی و بی پروایی همانقدر سهم دارد که سنتهای طراحی و نقشمایه های سنتی.

نقشمایه های گلیمی

نقشمایه های شاخص و متداول گلیم بافی بوشهر را به چهار گروه متمایز می توان تفکیک کرد. گروهی از نگاره های گلیمی حاصل کنار هم چیده شدن منظم و متقارن شکل های ساده هندسی از سه گوش تا هشت گوش است.

گروهی دیگر پدید آمده از تکرار متقارن یک نگاره خاص است به شیوه آرایش چپ و راست  و از جهت رنگ آمیزی ((مثبت)) و ((منفی)) انچنان که نگارهها یک در میان یکی به رنگ تیره و یکی به رنگ روشن در می آید. در این سبک نگاره سازی (( پر و خالی )) همواره در فضای تهی میان دو نگاره تیره رنگ یک نگاره دیگر به همان شکل و اندازه اما به رنگ روشن در جهت واژگونه آشکار میشود که بطور عینی و مستقیم برخاسته است از تقارن دو نگاره تیره رنگ یا ((مثبت) .(به همین سبب است که این نگاره دوم را در اصطلاحی طراحی و نه فرش بافی ((منفی)) گفته اند ، چون هستی آن زاده هستی دو نگاره به اصطلاح مثبت است که اگر آنها نباشند او هم نخواهد بود و اگر باشند او به هر حال و خواهی نخواهی در وجود خواهد آمد. نمونه ساده و بارز این سبک، حاشیه همگانی و بسیار رایج گلیم بافی فارس مشهور به ((مداخل)) است. نقشمایه های دیگر که همگی حاصل آرایش متقارن و متقابل چهار یا هشت نگاره کله مرغی هستند. این سبک خاص نگاره سازی پر و خالی که اثر بصری بارز آن اشتباه شدن دو نگاره مثبت و منفی با یکدیگر است و اینکه بیننده در آن واحد دو نگاره را میبیند بی آنکه بتواند نگاره بدوی را از نگاره ثانوی متمایز دارد نه همان در گلیم بافی ایران و قفقاز و آسیای صغیر که درمعماری اسلامی نیز روا و پراکنده است.

گروه سوم، نقشمایه های گلیم بافی قشقایی مرکب است از نقش مایه های ویژه ای که هویت مستقل دارند هر چند که صورت نهایی آنها از تلفیق چند نگاره متفاوت پیدا آمده است. از این گروه است نقشمایه های گروه چهارم،نقشمایه های حاشیه ای مخصوص گلیم است که چون همه آنها به شیوه نگاره سازی ((مثبت و منفی)) و ((پر و خالی)) گروه دوم است آن را باید شاخه ای از آن گروه دانست.

 

منابع :

صفی نژاد ، جواد،(۱۳۷۵) عشایر مرکزی ایران ، چاپ دوم  تهران :امیرکبیر

امیری ، علی  . (۱۳۸۲) دستبافته های قشقایی . مجموعه مقالات دومین همایش دانش آموختگان فرش ایران . تهران انجمن علمی فرش

پرهام ، سیروس . سیاوش ، آزادی (۱۳۷۰) دستبافتهای عشایری و روستای فارس(جلد ۲)چاپ اول تهران : انتشارات امیر کبیر

تحفیفات میدانی

[۱] economical

[۲] political

[۳] collective

[۴] محل کوچ عشایر در فصول سرد

[۵] Symmetry

[۶] Reflectional symmetry

[۷] Glide symmetry

Share in whatsapp «به اشتراک گذاری در واتس آپ»

همچنین ببینید

حصیربافی و انواع آن

حصیربافی به معنی بافت رشته‌های حاصل از الیاف گیاهی (سلولزی) به کمک دست و ابزار ساده دستی است که طی آن محصولات مختلفی مانند زیرانداز، سفره حصیری، انواع سبد، انواع ظرف و … تولید می‌شود. 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *